•⇘⇘•สλℓΐห•⇘⇘•
درباره وبلاگ


به وبلاگ من خوش آمدییییید آقا من هنوز با اینجا درگیرم!

پيوندها
تفریحی
ساعت مچی مردانه کاسیو
دختـــــــــــرجنـــــــــــــــوبی
یکه پسر تنها
bamaram~*~friends
っ-●益●)っ ,︵‿ ᙢᎩ ᒪᗩᔕ♈ ᕊᖇᙓᗩ♈ᖺ)
Mahtarin
ردیاب ماشین
جلوپنجره اریو
اریو زوتی z300
جلو پنجره ایکس 60

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان ejqolak و آدرس aylin.boxblog.com.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.










نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 25
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 26
بازدید ماه : 25
بازدید کل : 45483
تعداد مطالب : 51
تعداد نظرات : 28
تعداد آنلاین : 1



Alternative content


نويسندگان
aylin

آخرین مطالب
<-PostTitle->


 
چهار شنبه 29 آذر 1391برچسب:, :: 13:24 :: نويسنده : aylin
من آخرش با يخچال ازدواج مي کنم!وقتی خوشحالی ميری در يخچالو وا ميکنی!وقتی ناراحتی ميری در يخچالو وا ميکنی!وقتی کسلی ميری در يخچالو وا ميکنی!داری با تلفن حرف ميزنی ميری در يخچالو وا ميکنی! وقتی نميدونی چته! ميری در يخچال و وا ميکنی!
 
دو شنبه 27 آذر 1391برچسب:, :: 21:39 :: نويسنده : aylin
دختر:سلا عجیجم خوفی؟پسر:سلام خوشگلم خوبم، تو خوبی؟دختر :اره خوفم,کجایی؟پسر:خونه تنهام...دختر:منم با دوستام اومدم کافی شاپ پسر:اااا منم خونه تنهام دختر:جات خالی عسیسم...پسر:واقعا منم که خونه تنهام...دختر: کاش میتونستی بیای پسر:اره ولی حیف که خونه تنهام دختر:باوجه عسیسم مزاحمت نمیشم پسر:نه فدات شم مراحمی تنها تو خونه نیشستم دختر:مواظب خودت باش,دوشت دالم بای هانی:*پسر: من خونه تنهام... !!!
 
دو شنبه 27 آذر 1391برچسب:, :: 19:11 :: نويسنده : aylin
همیشه نمی شود زد به بی خیالی و گفت:تنهـــــــــــا امده ام ٬ تنهـــــــا می روم...یک وقت هایی شاید حتی برای ساعتی یا دقیقه ای...کم می اوری دل وامانده ات یک نفر را می خواهد!
 
دو شنبه 27 آذر 1391برچسب:, :: 15:57 :: نويسنده : aylin
تفاوت زمین خوردن دخترا وپسرا!!! دختر در حال راه رفتن… دوفففففففسک (زمین خوردن به دلیل نقص فنی در قسمت پاشنه کفش رفیق دختر: آخ جیگرم خوبی؟ فدات شم! الهی بمیرم! چی شدی تو یهو؟ وااااااااااای… یک رهگذر: دخترم خوبی؟فشارت افتاده؟ میخوای برسونمت دکتری جایی؟ یک پسر جوان رهگذر: ای وای خانوم حالتون خوبه؟ دستتونو بدین به من! من ماشینم همینجا پارکه یه لحظه وایسین،با این وضع که دیگه نمیتونین پیاده برین!! . . . پسر در حال دویدن… زااااارت (صدای زمین خوردن رفیق پسر: اوه اوه شاسکول چت شد؟ خاک بر سرت آبرومونو بردی الاغ، پاشو گمشو! (شپلخخخخخ “صدای پس گردنی”یک رهگذر: چیزی مصرف کردی؟یکم کمتر میزدی خب!! یک خانوم جوان رهگذر: ایییییش پسر دست و پا چلفتیِ خنگ! .
 
دو شنبه 27 آذر 1391برچسب:, :: 13:30 :: نويسنده : aylin
بَعــــــضی وَقتــــ ـــ هآ چیــــزی می نویســـــی فَقَطـــ بَرــآیِ یـــِک نَــــ ـفَر امآ دِلـــَت میگیرَد وَقتی یآدَتـــــ می اُفتَد هَر کَســی ممکِن اَستــــ آن رآ بــِخوآنـــَد جُز آنــــ یِکـ ــ ـ نَفــــ♥ر
 
یک شنبه 26 آذر 1391برچسب:, :: 14:53 :: نويسنده : aylin
دکتره بعد از معاینه ازش میپرسه «خب، بگو ببینم واسه چی کمر درد گرفتی؟»مریض پاسخ میده: «محض اطلاعتون باید بگم که من برای یک کلوپ شبانه کار میکنم.امروز صبح زودتر به خونم رفتم و وقتی وارد آپارتمانم شدم، یه صداهایی از اتاق خواب شنیدم! وقتی وارد اتاق شدم، فهمیدم که یکی با همسرم بوده!! در بالکن همباز بود. من سریع دویدم طرف بالکن، ولی کسی رو اونجا ندیدم. وقتی پایین را نگاه کردم، یه مرد رادیدم که میدوید و در همان حال داشت لباس میپوشید. من یخچال را که روی بالکن بود گرفتم و پرتاب کردم به طرف اون!! دلیل کمر دردم هم همین بلند کردن یخچاله.»مریض بعدی، به نظر میرسید که تصادف بدی با یک ماشین داشته.دکتر بهش میگه «مریض قبلیِ من بد حال به نظر میرسید، ولی مثل اینکه حال شما خیلی بدتره! بگو ببینم چه اتفاقی برات افتاده؟»مریض پاسخ میده: «باید بدونید که من تا حالا بیکار بودم و امروز اولین روز کار جدیدم بود. ولی من فراموش کرده بودم که ساعت را کوک کنم و برای همین هم نزدیک بود دیر کنم.من سریع از خونه زدم بیرون و در همون حال هم داشتم لباسهام رو میپوشیدم، شما باور نمیکنید؛ ولی یهو یه یخچال از بالا افتاد روی سر من!»وقتی مریض سوم میاد به نظر میرسه که حالش از دو مریض قبلی وخیمتره.دکتره در حالی که شوکه شده بوده دوباره میپرسه «از کدوم جهنمی فرار کردی.....!!!!»«خب، راستش من بالای یه یخچال نشسته بودم که یهو یه نفر اون رااز طبقهء سوم پرتاب کرد پایین...»
 
یک شنبه 26 آذر 1391برچسب:, :: 14:23 :: نويسنده : aylin
تقصیرمانیست برروی حرفهایمان نمی مانیم۰ما در زمینی زندگی میکنیم که روزی دوبارخودش رادورمیزند...
 
شنبه 25 آذر 1391برچسب:, :: 20:29 :: نويسنده : aylin
فقط باش…. همین که هستی کافیست…! دور از من…..! بدون من….! چه فرقی میکند؟؟؟ گل میخری!! خوب است!! برای من نیست؟! نباشد!!! همین که رختمان زیر یک آفتاب خشک میشود کافیست….. دلخوشم به این حماقت شیرین….
 
شنبه 25 آذر 1391برچسب:, :: 19:55 :: نويسنده : aylin
مینویسم دوستت دارم... نگو تکراریست ! شاید روزی نباشم که تکرارش کنم...
 
دو شنبه 6 آذر 1391برچسب:, :: 15:54 :: نويسنده : aylin
فلانی میدانی؟ رسم زندگی چنین است؛می آیند لحظه ای میمانند...عادت می دهند و می روند...وتو در خود می مانی...تنهای تنها...راستی نگفتی رسم تو نیز چنین است؟؟مثل همه ی فلانی ها؟! سرم را کج میکنم همه نگاهم را با کلی شیطنت و لبخند می پاشم در چشمهای مهربان و عاشقت میخندی و میگویی:بازی ....؟میگویم چشم بگذارچشمهایت را میبندی ومیشماری یــــک....بیام؟.....نه!دو....بیـــــــــــــــام....؟....نه!سـه...بیــــــــــــام؟.....بیــــــــــــــــــــــــــاچشمهایت را باز میکنی ایستاده ام رو به رویتنگاهم میکنی لبخند میزنیاما پیدایم نمیکنی ....میخندم...دستهایت را باز میکنی!میپرم در آغوشت !میگویی :دوستت دارم!!!میگویم : سک ســــــــــک .... دلم آغوشی می خواهد برای گریه کردن نه زن باشد نه مرد خدایا؟؟! به زمین نمی آیی؟؟!